السيد الطباطبائي

22

مجموعه رسائل ( فارسى )

محكمات سخن اينها ارجاع داد . اگر در علوم ديگر فقط يك كار لازم است و آن ارجاع متشابهات به محكمات است ، در عرفان دو كار لازم است : هم ارجاع متشابهات به محكمات و هم ارجاع شطحيات به محكمات . لذا در خلال كلمات عرفا احياناً متشابهاتى است و كم و بيش ممكن است شطحياتى هم باشد . مرحوم علامهء طباطبائى قدس سره از كسانى بودند كه نه تنها شطحياتى نداشت ، بلكه مىكوشيد تا متشابهاتى هم نداشته باشد ، زيرا در عصرى زندگى مىكرد و ما هم در عصرى زندگى مىكنيم كه آن معارف بلند هنوز پياده نشده است ، اينها غذاهاى روحانى انسانيت است كه بايد انسان ، ادوارى را طى كند ، از دوران صباوت و بلوغ و شباب و كهولت تا به آن غذا برسد . هر معنايى براى هر ذائقه و هاضمه‌اى گوارا نيست . نبايد آن معنا را بدون تنزل نوشت يا گفت . گاهى كه بحث معاد مىشد كه بايد مسائل معاد را علنى تدريس كند - همان طورى كه خصوصى تدريس مىكردند مىفرمودند : هنوز نوبت بحث معاد فرا نرسيده است ، هنوز جامعه به حدى نرسيده است كه بتواند مسائل معاد را هضم كند . اكثريت مردم ، قيامت را مانند دنياى دوم مىدانند و خيال مىكنند ما دو تا دنيا داريم ، يكى همين دنيا و دوباره هم بر مىگرديم به همين دنيا و غافل از اين‌كه قيامت پايان دنياست و « دارالقرار » است و اين نظام جهان به كلى عوض مىشود و تبديل مىشود به يك آسمان و زمين ديگرى ؛ به يك جسم ديگرى ؛ به يك ابدان ديگرى و به يك خصوصيت‌هاى ديگرى . در عين حال كه عين همين افراد آن‌جا مىآيند و د رعين حال كه هم جسم مىآيد و هم جان ، اما نظام آخرت ، نظامى است كه در دنيا آن نظام‌ها نيست . نظام دنيا در نظام آخرت نيست ، نظام آخرت در نظام دنيا نيست . هضم اين دو نظام و تفاوت اين دو نظام ميسور همگان نيست ، لذا مىفرمودند : هنوز نوبت بحث معاد فرا نرسيده است . بسيارى از سخنانى را كه محى الدين داشتند ، مرحوم سيد حيدر آملى كه از جمله